کرونا و ضرورت مطالعات بین رشتهای
آلن رپکو در کتاب «پژوهش میانرشتهای» در تعریف این رویکرد مینویسد: «مطالعات میانرشتهای عبارت است از فرایند پاسخگویی به یک پرسش، حل مسئله، یا مواجهه با یک موضوع که آنقدر گسترده و یا پیچیده است که رشته علمی یا متخصص واحد نمیتواند بهتنهایی با آن مواجه شود و در نتیجه از رشتههای علمی متعدد کمک گرفته میشود و دیدگاههای رشتههای مختلف را از طریق تشکیل یک دیدگاه جامعتر تلفیق میکند» (رپکو، ۱۳۹۴، ۲۷). میتوان گفت کرونا هم چنین پدیده پیچیدهای است و حدود دو سالی است که گریبان همه جوامع و ملتها را در بر گرفته است و با وجود تهیه و تولید واکسنهای مختلف، زمان مشخصی برای برون رفت از وضعیت پاندمی کرونا قابل تعیین و تصور نیست. این ویروس کوچک، پیچیده و کشنده در کنار ویژگیهای مرموز و پنهان، درسها و عبرتهای زیادی را برای عموم، بالاخص متخصصین رشتههای مختلف علمی به همراه داشت. انتشار سریع این بیماری نشان داد این بیماری، صرفاً درمان پزشکی ندارد و ای بسا درمان پزشکی، گوشهای از این بیماری را میتواند درمان کند.
باید اذعان نمود: هر آنچه که بستر آغاز آن از جامعه و در جامعه باشد آن پدیده، پدیدهای چند بعدی است. کرونا هم چنین ویزگی ای داشت. منشأ کرونا هر چه بوده و هر از کجا به جهان سرایت نموده در نهایت در بستر اجتماع لانه کرده است و همگان را از کادر درمان گرفته تا سیاستمداران و حاکمان را درمانده و سر درگم نموده و هنوز هم این وضعیت ادامه دارد.
ابتدا تصور بر این بود که با بستری کردن افراد میتوان به سراغ مبارزه با شیوع ویروس کرونا رفت اما بلافاصله، کرونا پدیدهای اجتماعی شد و با متغیرها و مؤلفههای زیادی ارتباط پیدا کرد و همه علوم و تخصصها را از جغرافیا گرفته تا اقتصاد، روان شناسی، جامعه شناسی، کارآفرینی، مدیریت، هنر، ادبیات و علوم پزشکی به خدمت طلبید. با شروع کرونا، تعاملات اجتماعی خاص، شیوهها و سبک زندگی جدیدی ایجاد شد که تاکنون رایج نبود؛ محدودیتهای سراسری و منع ترددها حتی تا پاسی از شب اعمال شد اما نتیجه هنوز هم قابل قبول نیست!

پدیده نوظهور کرونا، پدیدهای سطحی، ساده و زودگذر نبود و لذا برای شناخت، پیشگیری و درمان به اجماعی از نظرها و همکاری عالمان و اندیشمندان در تخصصهای مختلف نیاز بود تا هر کدام از آنها آموختههای خود را کنار هم بچینند تا به یک هدف و راهکار واحدی برسند.
کرونا با اقوام، اقشار و گروهای مختلف اجتماعی پیوند برقرار کرد و با هر کدام به گونهای متفاوت رفتار کرد. در مناطقی که مردم پایبند به علقه ها، سنتها و آئینهای خود بودند و در شادیها و غمها کنار هم بودند به آسیب بیشتری به آنها وارد کرد و تعداد بی شماری را مبتلا کرد. در اینجا حضور مردم شناسان و جامعه شناسان در کنار کادر پزشکی برای مشاوره اجتماعی و مردم شناختی لازم بود.
برخورد کرونا با طبقات مختلف اجتماعی نیز متفاوت بود آنهایی که به لحاظ مالی، قدرت حفاظت از خود در برار ویروس را را نداشتند و یا مجبور به حضور مدوام در بیرون از خانه بودند بیشتر از همه آسیب دیدند، لذا شعار " در خانه ماندن" سازمانها و نهادها برای فرهنگ سازی مؤثر نشد چون لازمه" در خانه ماندن"، داشتن حداقلی از درآمد و مسکن مناسب با ابعاد استاندارد بود که خیلی از افراد واجد آن نبودند. لازمه تحقق شعار فوق حضور جامعه شناس و اقتصاد دان در کنار سیاستگذاران فرهنگی و کادر درمان بود.
کرونا، نشان داد جامعه علمی بیش از پیش به تقریب، همگرایی و همکاری میان رشتههای مختلف و مرتبط نیاز دارد و بایستی حصارهای بلند نگاه رشتهای به مسائل و موضوعات جدید برداشته شود زیرا اگر این اتفاق نیافتد هزینههای گزاف و آسیبهای زیادی بر دوش جامعه و مردم خواهد افتاد که جبران آن به سهولت میسور نخواهد بود.
* محمدرضا محمدی، دکتری جامعه شناسی
